بضرورت

لغت نامه دهخدا

بضرورت. [ ب ِ ض َ رَ] ( ق مرکب ) لابد. بناچار: بضرورت بتوان دانست که از آندو تن کدام کس را طاعت باید داشت. ( تاریخ بیهقی ). اکنون بضرورت بتوان دانست که هرکس که این درجه یافت بر وی واجب گشت که تن خود را زیر سیاست خویش دارد. ( تاریخ بیهقی ). اگر کسی از آن اعلام دهد بضرورت او را بر آن تصدیق باید داشت. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

لابد ٠ بناچار: بضرورت بتوان دانست که از آندو تن کدام کس را ساعت باید داشت ٠ اکنون بضرورت بتوان دانست که هر کس که این درجه یافت بر وی واجب گشت که تن خود را زیر سیاست خویش دارد ٠ اگر کسی از آن اعلام دهد بضرورت او را بر آن تصدیق باید داشت ٠

جمله سازی با بضرورت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کژدم مشو، ولی بضرورت، بسان نحل بر خصم زهر میده و بر دوست انگبین

💡 و او همچنان در گرمروی طیران میکرد تا بسر حد لامکان رسید. ملا اعلی گفتند: او مکانی است در لامکان سیر نتواند کرد اینجا بضرورت سرش بدیوار عجز در آید. و حضرت عزت با سر ایشان میگفت: نه با شما گفته‌ام «انی اعلم ما لا تعلمون» هنوز تیغ انکار میکشید و سپر عجز نمی‌اندازید؟ بیت

💡 زبان بستن بحقیقت بضرورت بحریست پر گوهر و سخن گفتن بمصلحت مهریست ذره پرور این هر دو جوهر یک کانند و گوهر یک عمان گاه آب انگیزد و گاه آتش گاه تسلی نماید و گاه مشوش.

💡 آید هر آنکه با تو کند استری بفعل در هاون هوان بضرورت چو استرنگ

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز