بر خاک نشستن
مترادفها
زمیننشینی، نشستن بر زمین
متضادها
برخاستن، ایستادن
لغت نامه دهخدا
بر خاک نشستن. [ ب َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) خوار و بی اعتبار شدن. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خوار و بی اعتبار شدن.
جمله سازی با بر خاک نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون یار ندارد خبر از یار چه حاصل نالیدن و خون خوردن و بر خاک نشستن