فراری کردن

لغت نامه دهخدا

فراری کردن. [ ف ِ / ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرار دادن. فراراندن. رجوع به فرار دادن و فراراندن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرار دادن گریزاندن.

جمله سازی با فراری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در رمان ماجراهای هاکلبری فین، تام یک شخصیت فرعی است و تنها در اواخر داستان سر و کله‌اش پیدا می‌شود. او که پسری نابالغ، خیال‌پرداز و شیفتهٔ داستان‌های ماجراجویانه است، نقشهٔ از قبل طراحی شدهٔ هاک برای آزاد کردن جیم (بردهٔ فراری) را به خطر می‌اندازد و در پایان معلوم می‌شود نیازی به فراری دادن جیم نبوده چون صاحب جیم به تازگی درگذشته و در وصیت‌نامه‌اش جیم را آزاد کرده است.

💡 تسووینار شبانه دو پسرش را به ارمنستان فراری می‌دهد و آنان در ارمنستان قلعه بزرگی را بنا می‌کنند و آن را ساسون می‌نامند. پس از آن عازم بغداد می‌شوند خلیفه را می‌کشند و مادرشان را به میهن باز می‌گردانند و به‌آباد کردن قلعه ساسون می‌پردازند. ساناسار به کمک برادرش در شهر «برنجی» با دختری به نام «وُسکه تسام» یعنی گیس طلایی، ازدواج کرده صاحب سه فرزند به نام‌های (ورگو، دزِنوو اوهان و مهر) می‌شود.

💡 یک آزمایش خرابکارانه قدرت فوق‌العاده و پوستی نشکستنی به مردی به نام لوک کیج (مایک کولتر) می‌دهد، او در تلاش برای بازسازی زندگی خود در هارلم فراری می‌شود و به زودی باید با گذشته خود رو به رو شود و برای قلب شهر خود نبرد کند. کیج پس از پاک کردن نام خود، در هارلم به یک قهرمان و شخص معروف تبدیل می‌شود، اما فقط با تهدید جدیدی روبرو می‌شود که او را وادار به مقابله با مرز بین قهرمان و شرور می‌کند.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز