خربزه دانه

لغت نامه دهخدا

خربزه دانه. [ خ َ ب ُ زَ / زِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) تخم خربزه. تخمه خربزه. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تخم خربزه تخمه خربزه

جمله سازی با خربزه دانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همين فكر و خيال بود كه ناگهان بادى شديد وزيد و گردوئى با شدت بر سرشفرود آمد. از درد به خود پيچيد و ناليد و به پيشگاه خداوندمتعال عرضه داشت: اى خداى حكيم، تو از هر اشتباهى منزهى و خطا به ساحت مقدس تو راهندارد. اشتباه از من بود، زيرا اگر اين دانه گردو با اين سختى به اندازه خربزه ياهندوانه بود، الان من ديگر زنده نبودم.

💡 در يكى از كتابهاى تاريخى - كه بدان اعتماد دارم - ديدم كه: عبدالله بن طاهر براى(واثق ) خربزه از مرو به بغداد فرستاد در رى، خربزه ها را پاكيزه كردند فاسدشده هايشان را به دور انداختند. مردم رى، دانه هاى آن را برگرفتند. و كاشتند واصل خربزه خوب آنان، همانست. و هر سال پانصد هزار درهم در كشت آن، هزينه مى كنند.

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز