لغت نامه دهخدا
سنجرده. [ ] ( اِخ ) از روستاهای کش که یاران مقنع در آن گرد آمده اند. ( شرح حال رودکی چ سعید نفیسی ج 1 ص 293 ).
سنجرده. [ ] ( اِخ ) از روستاهای کش که یاران مقنع در آن گرد آمده اند. ( شرح حال رودکی چ سعید نفیسی ج 1 ص 293 ).
سنجرده ( به لاتین: Səncərədi ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان آستارا واقع شده است.
سنجرده ۱٬۸۴۹ نفر جمعیت دارد.
این روستا در نزدیکی روستای شوواش و شهر آستارا و مرز ایران قرار دارد.
سنجر نام شخصی بود که در این ناحیه می زیسته و سنجرده به معنای ده ( روستای ) سنجر است.
💡 وقتی بر امیر خراسان آشکار شد که مقنع قصد گذشتن از جیحون را دارد، فرمان داد تا بر لب جیحون صد نگهبان بهطور پیوسته نگهبانی دهند و در صورت دیدم مقنع او را دستگیر کنند، در هر حال مقنع توانست با ۳۶ تن از پیروانش از جیحون گذشته و به نخشب و کَش وارد شود، نخشب در کنار رودخانه واقع بود و اعراب در قرون وسطی به آن نَسَف و ایرانیان نَخشَب میگفتند، مقنع در آنجا توانست مردم بسیاری را با خود همراه و هم عقیده کند. مقنع در کوه سنام که دارای قلعه و دژ مستحکمی بود با ذخیره کردن آذوقه فراوان پادگانی برای خود و پیروانش فراهم کند، این پناهگاه اصلی مقنع قلعهٔ بود با دو حصار درونی و بیرونی که در یک منطقهٔ کوهستانی واقع شده بود، البته هیچکس جزء همسران و گماشتگان اصلی مقنع اجازه ورود به دژ درونی را نداشت، و پیروان مقنع در داخل دژ یا حصار بیرونی کشاورزی میکردند. مقنع توانست سنجرده و نواکَث از توابع کِش را هم تصرف کند.سنام یا سیام در اصل سلسله رشته کوههای در منطقهٔ کَش بود و موقعیت جغرافیایی این منطقه به آن مکان قابلیت غیرقابل نفوذ بودن را داد که همین موضوع قدرت فراوانی به مقنع در برابر نیروهای حکومتی داده بود..