تصدى

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَصَدَّیٰ: رو می کنی (تصدی به معنای متعرض شدن و روی آوردن به چیزی و اهتمام در امر آن است )
معنی قَائِمِینَ: قیام کنندگان (در عبارت " وَﭐلْقَائِمِینَ وَﭐلرُّکَّعِ ﭐلسُّجُودِ "منظورکسانی هستند که خود را برای عبادت خدا و نماز به تعب وزحمت میاندازند،هر جا کلمه قیام ذکر شود معنای معروف برخاستن به ذهن خطور میکند که آن نیز به دو معنا است، یکی ایستادن و یکی قبول...
معنی قَائِمُونَ: ایستاده -برپا -پا بر جا- ثابت قدم (عبارت"ﭐلَّذِینَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ " به این معنی است که پای شهادت خود می ایستند و برای ادای گواهی های خود پایبند و متعهدند،هر جا کلمه قیام ذکر شود معنای معروف برخاستن به ذهن خطور میکند که آن نیز به دو...
معنی مَوْلَاکُمْ: ناصر و یاری کننده و پشتیبان شما که عهده دار همه ی امور مربوط به شما است - مولای شما -سرپرست و صاحب اختیارشما (کلمه مولی به معنای ناصر و یاری کننده است، و لیکن نه هر ناصر بلکه ناصری که تمامی امور منصور به عهده او است چون کلمه مولی از ماده ولایت است ک...
معنی مَوْلَانَا: ناصر و یاری کننده و پشتیبان ما که عهده دار همه ی امور مربوط به ما است - مولای ما -سرپرست و صاحب اختیارما (کلمه مولی به معنای ناصر و یاری کننده است، و لیکن نه هر ناصر بلکه ناصری که تمامی امور منصور به عهده او است چون کلمه مولی از ماده ولایت است که به...
معنی مَوْلَاهُ: ناصر و یاری کننده و پشتیبانش که عهده دار همه ی امور مربوط به اواست - مولای او -سرپرست و صاحب اختیاراو (کلمه مولی به معنای ناصر و یاری کننده است، و لیکن نه هر ناصر بلکه ناصری که تمامی امور منصور به عهده او است چون کلمه مولی از ماده ولایت است که به مع...
معنی مَوْلَاهُمُ: ناصر و یاری کننده و پشتیبانشان که عهده دار همه ی امور مربوط به ایشان است - مولای آنها -سرپرست و صاحب اختیارآنها (کلمه مولی به معنای ناصر و یاری کننده است، و لیکن نه هر ناصر بلکه ناصری که تمامی امور منصور به عهده او است چون کلمه مولی از ماده ولایت اس...
معنی مَوْلَیٰ: ناصر و یاری کننده و پشتیبانی که عهده دار همه ی امور مربوط به یاری شونده است - مولا-سرپرست و صاحب اختیار - کسی که سرپرست و صاحب اختیار دارد(کلمه مولی به معنای ناصر و یاری کننده است، و لیکن نه هر ناصر بلکه ناصری که تمامی امور منصور به عهده او است چون...
ریشه کلمه:
صدی (۲ بار)
«تَصَدّی» از مادّه «صدی» (بر وزن فَتی) در اصل به معنای صدایی است که از کوه برمی گردد (در فارسی آن را «پژواک» می گویند) سپس کلمه «تَصَدّی» به معنای رو به روی چیزی قرار گرفتن و توجّه کامل به آن کردن به کار رفته است.

جمله سازی با تصدى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تصدى قكتب آسمانى پيشين در برخى آيات به قرآن نسبت داده شده: ولّما جاءهم كتاب من عنداللّه مصدق لما معهم (1444) و در آيه مورد بحث و همچنين در آياتى نظير إ نّى رسول اللّه إ ليكم مصدقاً لما بين يدىّ من التوراة (1445) و ثمّ جاءكم رسول مصدقّ لما معكم (1446) از اوصاف رسول مكرّم قرار گرفته است.

💡 (فانت عنه تلهى ) - اصل كلمه (تلهى ) (تتلهى ) بوده، يعنى خود را بكارديگر مى زنى، و از چنين مردى كه آمده كه به راستى خود را اصلاح كندغافل مى مانى، و اگر ضمير (انت ) را در اين آيه و در آيه (فانت له تصدى ) وضمير (له ) و (عنه ) را در آن دو مقدم برفعل آورده، همه براى تاءكيد در عتاب و تنبيه است.

💡 سؤ ال: اظهار داشتيد كسانى كه چه با عنوان موافق و چه با فرصت طلبى به عنوانمخالف، دم از قانون اساسى و انتخابات آزاد مى زنند بايد از تصدى امور بركنارشوند، آيا اين بدان معنى است كه قانون اساسى فعلى به نظر شما از اعتبار برخوردارنيست ؟ اگر چنين است به نظر شما چه قانون اساسى اى بايد براى اداره امور كشورتهيه شود؟

💡 كسى كه مى خواهد عهده دار منصب تعليم گردد بايد قبلا مراتب صلاحيت و شايستگىخويش را براى تصدى چنين مقامى در خود فراهم آورد. و بايد اين شايستگى، در تماممظاهر وجود او پديدار باشد، يعنى سيما و چهره و طرز سخن گفتن و گفتارش، نمايانگراهليت و شايستگى او براى احراز مقام تعليم بوده، و اساتيد صالح وى نيز صلاحيت اورا تاءييد و گواهى كنند.

💡 و ليكن اين حرف درست نيست، چون با خطاب (و اما من استغنى فانت له تصدى...) نمىسازد، و توبيخ در آن از توبيخ در آيه (عبس و تولى ) بيشتر است، و بطور قطعهيچ ايناسى هم در آن نيست.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز