لغت نامه دهخدا
بذاته. [ ب ِ ت ِه ْ ] ( ع، ق مرکب ) بشخصه. بنفس خویش. بنفسه. ( یادداشت مؤلف ).
بذاته. [ ب ِ ت ِه ْ ] ( ع، ق مرکب ) بشخصه. بنفس خویش. بنفسه. ( یادداشت مؤلف ).
بذات خویش بنفسه بخودی خود.
بنفس خویش بنفسه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و ذهبت الاشاعرة الى ان كلامه تعالى ليس من جنس الاصوات و الحروفبل هو معنى قائم بذاته تعالى فى الازل، يسمى ((الكلام النفسى ))و هومدلول ((الكلام اللفظى ))المركب من الحروف و منه الطلب القائم بنفسه و هو غيرالارادة...
💡 خداوند با ايجاد نظام واحد در هستى، بر يگانگى ذات خود گواهى مى دهد، يعنى هماهنگى و نظم موجود در آفرينش، همه گواه بر حاكميّت قدرتى يگانه بر هستى است، چنانكه در دعاى صباح مى خوانيم: ((يا مَن دلّ على ذاته بذاته ))
💡 بنابراين، مثبتين خداى سبحان اگر التفات و توجه داشته باشند، شكى نخواهند داشتكه خداى سبحان موجودى است كه وجودش فى نفسه و ثبوتش بذاته است، و غير او هيچموجودى بدين صفت نيست، و او هر چه از صفاتكمال كه دارد عين ذاتش مى باشد، نه زائد بر آن. و همچنين خود صفاتش نيز زائد بريكديگر نيست بلكه عين هم است، پس او در عين اينكه علم است قدرت و حيات نيز هست.
💡 ولى برهان (صديقين ) برهانى است كه با آن از ذات به (ذات ) مى رسند و ازوجود واجب تعالى به او پى مى برند، و به تعبير ديگر در اينجا ممكنات و مخلوقاتواسطه اثبات وجود او نيستند، بلكه خود ذات اودليل بر ذات پاكش مى شود، و مصداق يا من دل على ذاته بذاته مى گردد، و يا مصداقشهد الله انه لا اله الا هو (خداوند گواهى مى دهد كه معبودى غير از او نيست ).