راى

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی رَأْیَ: دیدن - نظر (منظور از "بَادِیَ ﭐلرَّأْیِ "کسانی هستند که که بدون تفکر نظر می دهند)
معنی مَا یُجَادِلُ: مجادله نمی کنند(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی تُجَادِلُ عَن: دفاع می کند از(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی تُجَادِلُکَ: با تو مجادله می کند (مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی تُجَادِلُونَنِی: با من مجادله می کنید (مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی جَادَلْتُمْ عَنْ: دفاع کردید از(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی جَادَلْتَنَا: با ما مجادله کردی(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی جَادَلُواْ: مجادله کردند(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی جَادَلُوکَ: با تومجادله کردند(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی جَادِلْهُم: با آنان مجادله کن(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی جِدَالَ: مجادله کردن(مجادله در اصل به معنای اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی یُجَادِلُ ﭐللَّهَ عَنْهُمْ: در برابر خدا از آنها دفاع می کند(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
معنی یُجَادِلُنَا: با ما مجادله می کند(مجادله: اصرار در بحث و پافشاری کردن در یک مساله برای غالب شدن در رأی است )
ریشه کلمه:
رئی (۳۲۸ بار)
دیدن. دانستن. نگاه کردن. یعنی چون شب او را فرا گرفت ستاره‏ای دید گفت: این پروردگار من است.. ارباب ادب گفته‏اند: چون رأی به دو مفعول متعدی شود به معنی علم آید نحو. «اَلَّذی اُنزِلَ» مفعول اول و «هُوَ الْحَقَّ» مفعول دوم «یَرَی» است یعنی: آنان که دانش داده شده‏اند می‏دانند آنچه به تو نتزل شده حق است و مثل. یاء محذوف، مفعول اول و «اَقَلَّ...» مفعول دوم آن است یعنی: اگر مرا از خودت در مال و ولد کمتر می‏دانی. و چون با الی متعدی شود معنی نگاه کردن می‏دهد که موجب عبرت باشد (مفردات) نحو. طبرسی فرمده رؤیت در اینجا به معنی علم است ولی بهتر است به معنی نگاه کردن باشد زیرا در آن صورت معنای «اِلَی» درست خواهد بود یعنی: آیا آنان که هزاران نفر بودند از دیارشان خارج شدند نگاه نکردی؟ منظور نگاه عبرت است گر چه منظور الیهم در وقت نزول آیه نبودند ولی نگاه عبرت با شنیدن اخبار آنها نیز صحیح است علی هذا هر کجا که رأی با الی متعدی باشد معنی نگاه کردن درست است. مگر در بعضی از آیات ***. «أَرَأَیْتَ» جاری مجرای «اخبرنی» آمده و به آن کاف خطاب برای تأکید ضمیر داخل می‏شود نحو یعنی: به من خبر ده که از من برتری دادی. طبرسی تصحیح کرده که این کاف فقط برای تأکید خطاب و نیز حرف خطاب است و اسم نیست که مفعول أرأیت باشد. در اقرب نیز چنین است. همچنین است «أرأیتم و «أرأیتکم» به معنی: خبر دهید است،. رأی چون به باب افعال رود پیوسته دو مفعول خواهد داشت مثل یعنی اگر آنها را به تو در حال کثرت نشان می‏داد البته سست و متفرق می‏شدید ظاهر آنست که «کَثیراً» حال است از ضمیر «هم». «تَرائی» دیدن یکدیگر است نحو. چون دو جمع (فرعونیان و یاران موسی) گفتند:ما گرفتار شدگانیم. «رثاء» بکسر اول به معنی تظاهر و نشان دادن به غیر است (اقرب) و آن این است که کار خوبی انجام دهد و قصدش تظاهر و نشان دادن به مردم باشد نه برای تقرّب به خدا. صدقات خود را با منّت و اذیت باطل نکنید مثل آن کسی که مال خویش برای تظاهر به مردم خرج می‏کند که خرج چنین شخص نیز باطل است.. آنان که تظاهر و ریا می‏کنند همچنین است آیه 142 نساء و 47 انفال. رِئْیْ (بر وزن علْمْ): منظر و قیافه. چه بسیار کسانی پیش از آنها هلاک ساختیم که اثاث و منظرشان از اینها بهتر بود. *. أرأیت در آیه شریفه به معنی اخبرنی نیست بلکه معنی آن چنین است: آیا دیدی و شناختی آن که را جزا را تکذیب می‏کند او کسی است که یتیم را طرد می‏نماید. *. «أرأیت» در هر سه مورد برای افاده تعجب است و تکرار آن برای تأکید آمده و جواب اذا در آیه اول و جواب هر دو «ان» در آیات بعدی محذوف است و فاعل «کّذب و توّلی» همان نهی کننده است که در آیه اول مذکور می‏باشد یعنی: آیا دیدی آن کس را که نماز گزار را از نماز نهی می‏کند حال چنین کسی در پیش خدا چگونه خواهد بود؟! بگو به بینم اگر ناهی مکّذب و رو گردان از حق باشد پیش خدا چه وضعی خواهد داشت؟! هر سه «أرأیت» معنای خبر بده دارند. *. رأی به معنی دیدن و نیز به معنی نظریّه و آن چه به فکر می‏رسد آمده است. در این آیه ظاهراً رأی مشهور که جمع آن آراء است مراد می‏باشد زمخشری گفته: نصب بادی الرأی برای ظرفیت است و اصل آن «وقت حدوث اول رأیهم» یا «وقت حدوث ظاهر رأیهم» است یعنی مردم به نوح گفتند که فقط اشخاص پست به تو گرویده‏اند آن هم در ابتدای رأی و بدون تدّبر و تفکّر. در آیه گفته‏اند مراد رأی و نظر است نه تعلیم احکام از جانب خدا. در گذشته گفتیم: رأی چون بدو مفعول متعددی شود به معنی علم آید و ارباب ادب به آن تصریح کرده‏اند مثلاً جوهری در صحاح گوید: رأی با چشم به یک مفعول، و رأی به معنی علم بدو مفعول متعددی می‏شود. راغب می‏گوید: رأی آن گاه که دو مفعول گیرد معنی علم می‏دهد. امام در بعضی جاها ملاحظه می‏شود با آنکه یک مفعول دارد به معنی علم آمده نظیر این آیه. و آیات دیگر از این قبیل که زیاد است. در اقرب الموارد می‏گوید رأی و دیدن اعم است از آن که با چشم باشد یا با قلب. لذا باید در این گونه آیات بگوئیم: دیدن با قلب مراد است که همان دانستن و درک کردن است و هر جا که مناسب باشد می‏توان آنرا علم یعنی دیدن با قلب معنی کرد و لازم نیست در این باره در جستجوی دو مفعول باشیم.

جمله سازی با راى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخى از صاحب نظران رشته انسان شناسى، كه از دشوارترين حلقات معرفتى است،پس از ارائه اصل معرفت خدا و اصل معرفت عالم واصل معرفت انسان به تبيين اصل چهارم پرداخته و آن را در مدار معرفت نبى و ولى قرارداده و در طى اصل چهارم پس از بيان معناى نبى و ولى و بيان نظر عواماهل شريعت و اعلام راى خواص اهل شريعت و نقل كلام خاص ‍ الخاصاهل شريعت و نيز پس از بيان آراى اهل وحدت، اعم از عوام و خواص، مى گويد:

💡 اينك چون به مدارك تحقيقى در مكتب اهل بيت مراجعه مى كنيم، مى بينيم كه پيشوايان آن دربيان احكام اسلامى اعتمادى به راى و نظر شخصى - اجتهاد به اصطلاح مكتب خلفا -ندارند؛ بلكه اتكا و استناد ايشان به ميراثى است كه از پيامبر خدا (ص ) به نام حديث وسنت در كتابهاى ويژه به آنها رسيده است.

💡 من مسلم بن عقيل را برادر و پسر عمويم كه در خاندان من ثقه من است به سوى شمافرستادم و او را امر كردم كه حال و راى شما را براى من بنويسد. پس اگر براى مننوشت كه راى خردمندان و اهل فضل و راى و مشورت شما چنان است كه فرستادگان گفتند ودر نامه هاى شما خواندم، به زودى نزد شما مى آيم انشاء الله.

💡 اين صراحت به تسليم كتابهاى پيامبر خدا (ص ) به امام سجاد (ع ) اختصاص دارد و هيچيك از امامان پيش از او، و حتى بعد از وى چنين نكرده اند. و منظور آن حضرت از اين كار بود كه جو مساعدى براى امام باقر (ع ) ايجاد كند تا او بتواند در برابر كسانى چون حكم بن عتبه كه به راى خود فتوا مى دادند، عقايد و احكام اسلامى را كه از پيامبر خدا (ص ) به ارث برده است به مردم منتقل نمايد.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز