بوالحسن

لغت نامه دهخدا

بوالحسن. [ بُل ْ ح َ س َ ] ( اِخ ) کنیت حضرت علی ( ع ). ( غیاث ) ( آنندراج ). حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام. ( ناظم الاطباء ):
یکی مشکلی برد پیش علی
که تا مشکلش را کند منجلی
شنیدم که شخصی در آن انجمن
بگفتا چنین نیست یا بوالحسن.سعدی.و رجوع به علی شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) خداوند ( امر یا صفت ) نیکو ( کینه اشخاص قرار گیرد گاه بصورت عام و شخص نامعین استعمال شود ): (( گفت ای ایبک بیاور آن رسن تا بگویم من جواب بوالحسن. ) ) ( مثنوی ) ۲- اسم خاص ) کینه علی بن ابی طالب
کنیت حضرت علی ( ع ) ٠ حضرت امیر المومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام ٠

جمله سازی با بوالحسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان بوالحسن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۶ نفر (۵۱خانوار) بوده‌است.

💡 بوالحسن زاده ی صفائی را جاودان عقل و عمر افزون باد

💡 این روستا در دهستان بوالحسن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۹ نفر (۴۳خانوار) بوده‌است.

💡 بوالحسن (بانه)، روستایی از توابع بخش نمشیر شهرستان بانه در استان کردستان ایران است.

💡 این روستا در دهستان بوالحسن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۸ نفر (۸خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان بوالحسن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۵ نفر (۱۶خانوار) بوده‌است.

خفن یعنی چه؟
خفن یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز