لغت نامه دهخدا
( ذومشربة ) ذومشربة. [ م َ رَ ب َ ] ( ع ص مرکب )طعام ذومشربة؛ من اکله شرب علیه. ( اقرب الموارد ).
( ذومشربة ) ذومشربة. [ م َ رَ ب َ ] ( ع ص مرکب )طعام ذومشربة؛ من اکله شرب علیه. ( اقرب الموارد ).
طعام ذو مشربه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باده از مشربه زر به شه ارزانی باد بویی از مشرب رندان به از آن مشربهام
💡 وى پس از توبه، در تمام عمر بر طريق زهد بود و در تصوف، مشربه معامله داشت وگويند از راه زهد و تقوا، غله بغداد را نمى خورد.(83)
💡 می موج زن در مشربه زان موج فوج غم تبه اندر هلال یکشبه عقد ثریا ریخته
💡 نه مطرب ماند نه ساقی نه می در مشربه باقی نه گل در بوستان رعنا نه بلبل در چمن گویا
💡 رسولخدا صلى الله عليه و آله وسلم آنها را وقف بر فاطمه كرده بود(30) ماريهقبطيه در مشربه ساكن بود.