رتق و فتق

معنی لغوی:

رتق به معنای «ترمیم» یا «اصلاح» است. این واژه به عمل بهبود و اصلاح یک وضعیت یا مشکل اشاره دارد. به عبارت دیگر، رتق به معنای برطرف کردن نواقص و مشکلات و ایجاد وضعیتی بهتر است.

فتق به معنای «گسست» یا «پاره شدن» است. این واژه به‌طور خاص به وضعیتی اشاره دارد که در آن چیزی شکسته یا آسیب می‌بیند.

رتق و فتق به‌عنوان یک عبارت:

عبارت رتق و فتق به معنای ترمیم و اصلاح مشکلات به کار می‌رود. این عبارت می‌تواند به‌عنوان یک اصطلاح عامیانه در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی استفاده شود و به فرایند تلاش برای بهبود وضعیت‌ها و رفع مشکلات اشاره کند. به عنوان مثال، در سیاست، رتق و فتق می‌تواند به تلاش برای اصلاح قوانین و مقررات نادرست اشاره داشته باشد، در حالی که در اقتصاد می‌تواند به تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی و رفع مشکلات مالی اشاره کند. این عبارت نشان‌دهنده نیاز به ایجاد تعادل و هماهنگی در مواجهه با مسائل و مشکلات است.

لغت نامه دهخدا

رتق و فتق. [ رَ ق ُ ف َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بستن و گشادن. ( از صراح اللغة ) ( از بحر الجواهر ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). بند و گشاد. بند و گشای. برآی ودرآی. بست و گشاد. درایی و دوزایی. بگیر و ببند. بستن و باز کردن. درانه و دوزانه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). بند و بست کارها. تمشیت کارها. ( ناظم الاطباء ).
- رتق و فتق امور؛ حل و عقد کارها. اداره کردن امور.

فرهنگ فارسی

بستن و گشادن بند و گشاد بند و گشای

جملاتی از کلمه رتق و فتق

سپس شهر کرج تابع شهرستان تهران شد و نمایندگی‌های ادارات مرکزی به رتق و فتق امور آن می‌پرداختند. این شهرستان با جهشی سریع از دورهٔ روستایی و شهری گذشت و منطقهٔ بسیار وسیعی را دربر گرفت. اشتهارد، شهریار، طالقان، ساوجبلاغ، کوهپایه و بخش حومهٔ تابع استان تهران، همه قلمرو کرج به حساب می‌آمد.
دوّم: ممنوع بودن آن سلطان عظيم الشاءن كه جامه خلافت و سلطنت ظاهره بر تمام جهانيانرا جز براى آن قامت معتدل براى احدى ندوخته اند، از رتق و فتق و اجراى احكام و حدود وابلاغ فرامين الهيّه و منع تعدى و جور و اعانت ضعيف و اغاثه مظلوم و اخذ حقوق و اظهار واعلان حق و ابطال و ازهاق باطل.
به اين ترتيب مى بينيم كه رسول خدا(ص ) حتى براى چند روز كه به منظور شركت درغزوات از مدينه بيرون مى رفت، كسى را به جانشينى خود برمى گزيد تا مردم درغيبتش به او مراجعه كنند. حتى حضرتش براى يك روز و نيز چند ساعت كه از مدينه بيرونمى شد، كسى را براى رتق و فتق امور به جانشينى خود برمى گزيد.
خواجه علاوه بر رتق و فتق امور مملکتی و حل مشکلات عدیده اجتماعی و اخلاقی و سایر مسائل مملکتی دست به ایجاد مدارسی زد که در تاریخ به نام وی به مدارس نظامیه مشهور است و همان مدارس هستند که بعدها سرمشق دانشگاه‌ها شدند؛ که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از نظامیه‌های بغداد، موصل، نیشابور، بلخ، هرات، مرو، آمل، گرگان، بصره، شیراز، اصفهان.
نام تلویحی بانکی است که به‌طور غیرمستقیم در خدمت رفاه کلی جامعه و متعلق به دولت بوده و وظیفه اش رتق و فتق و جمع‌آوری دارایی های بد یا «زباله»‌های اقتصادی با احتمال نقد شوندگی پایین یا «روی دست مانده» بانک‌های رسمی و از نظر اقتصادی درمانده در بازار است. این‌گونه اصطلاحات در نگاه اول مضحک و غیرعلمی در علم و اخبار اقتصادی ملت های انگلیسی زبان، به خصوص در ایالات متحد آمریکا بسیار رایج است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم