بستان سرا

لغت نامه دهخدا

بستان سرا. [ ب ُ س َ ] ( اِ مرکب ) بوستان سرا. بستان سرای. خانه و سرایی که در بستان ساخته شده. ممکن است لفظ مذکور قلب سرابستان و به معنی باغچه و صحن خانه باشد. ( فرهنگ نظام ):
بلبل بستان سرا صبح نشان میدهد
وزدر ایوان بخاست بانگ خروسان بام.سعدی ( طیبات ).هست تا دامن کشان سروی در این بستان سرا
از گریبان دست ما کوتاه کردن مشکل است.صائب ( از فرهنگ نظام ).رجوع به بستان سرای، سرابستان، بوستان سرا و بوستان سرای شود.

فرهنگ عمید

۱. سرابُستان.
۲. باغچه و باغ سر خانه.
۳. خانۀ بزرگ که دارای گل ها و درختان بسیار باشد.

جمله سازی با بستان سرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بگذری به ناز به بستان سرای دل سرو از میان جان به چمن در قیامتست

💡 آه کامسال اندرین بستان سرای دهر هر گل را که بهتر دید چید

💡 تا قضا بستان سرای دولتت را ساخت، ساخت بلبل دستان سرای آن سرا بستان مرا

💡 تا شد درین بستان سرا سرو قدت بالا نما هر لحظه طوفان بلا بر ما ز بالا ریخته

💡 ز بی پروایی نازآفرین سرو سرافرازی درین بستان سرا چون سبزهٔ خوابیده پا مالم

💡 شاخ زن بادا نهال عمر تو زیرا که خود بیخش از بستان سرای جاودانی آمد است

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز