باکالیجار
لغت نامه دهخدا
باکالیجار. ( اِخ ) لقب چند تن از امرای آل زیار و این صورت برطبق تحقیقات یوستی در «نامهای ایرانی » صورت صحیح کلمه است و ابوکالنجر و ابوکالنجار و باکالنجار و غیر آن همه صورتهای محرف است. بقول یوستی «کالیجار لغت محلی گیلانی است و مشتق از کلمه پهلوی کاریچار میباشد ونظیر آن در فارسی امروز کارزار است. و رجوع به ابوکالنجار و همچنین حاشیه عقد العلی ص 68 و حاشیه تاریخ کرمان چ باستانی پاریزی ص 68 و 73 تا 78 و 433 و حاشیه ص 264 تاریخ بیهقی چ فیاض شود: و بعهدباکالیجار مذهب سبعیان ظاهر شده بود چنانک همه دیلمان سبع مذهب بودند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 119 ).
جمله سازی با باکالیجار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۴۳۳ هجری، انوشیروان با استفاده از ضعف سلطان مسعود و به طبع آن بیپشتوانه ماندن باکالیجار توانست مجدداً بر تخت امارت زیاری بنشیند. محمدعلی مفرد میگوید که دانسته نیست چگونه انوشیروان توانسته باکالیجار را بر کنار کند چون اطلاعی دقیقی از نحوهٔ ارتباط این دو تن نداریم. برخی منابع از ازدواج انوشیروان با مادر باکالیجار، به وساطت مادر انوشیروان، سخن گفتهاند که به نظر این مورخ، نمیتواند صحت داشته باشد. اما عباس زریاب چنین میپندارد که مادر انوشیروان، که همسر باکالیجار بوده، در به قدرت رسیدن دوباره به پسرش کمک کردهاست.
💡 در سال ۴۳۳ هجری، انوشیروان توانست پس از ۱۰ سال زندگی در سایه، مجدداً به صحنهٔ سیاست بازگردد. بعضی منابع تاریخی نوشتند که او با کمک مادر خود با مادر باکالیجار ازدواج کرده که نمیتواند درست باشد؛ حال آن که همین منابع باکالیجار را دایی انوشیروان دانستند. احتمالاً انوشیروان هنگامی که ضعف سلطان مسعود پدیدار شد، باکالیجار را که دیگر پشتیبانی نداشت، کنار زد و به حکومت بازگشت. منابع از کمک مادر انوشیروان، که همسر باکالیجار بوده، به او گفتهاند.