لغت نامه دهخدا
باغ خلد. [ غ ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باغ بهشت. باغ جنان. بهشت:
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود.حافظ.
باغ خلد. [ غ ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باغ بهشت. باغ جنان. بهشت:
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود.حافظ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون پدرم باغ خلد داد به خشتی ما به بهشتی فروختیم بهشتی
💡 از شوق بزم او، که بود رشک باغ خلد چون طلعت بهار شد آراسته خزان
💡 کنون ز تربیتت عندلیب و طوطی را به باغ خلد در آموزمی نوا و مقال
💡 میخواست تحفه تو کند باغ خلد را از روی همت تو حیا کرد روزگار
💡 هم فضای درگه او را ز باغ خلد ننگ هم حضیض سدهٔ او را ز اوج عرش عار
💡 چو رسوایست کان نوع آدم کامل ز باغ خلد شود در دشت غم سرگشته چون غول بیابانی