لغت نامه دهخدا
بازیافتی. ( حامص مرکب )پول بازیافتی. به دست کردن چیزی از وجهی سوخت شده ومانند آن ( یادداشت مؤلف ). آنچه پس از هلاک و اضمحلال و سوخت شدن به دست آید. گمشده بار دیگر یافته: هر چه از او وصول شود بازیافتی است. ( یادداشت مؤلف ).
بازیافتی. ( حامص مرکب )پول بازیافتی. به دست کردن چیزی از وجهی سوخت شده ومانند آن ( یادداشت مؤلف ). آنچه پس از هلاک و اضمحلال و سوخت شدن به دست آید. گمشده بار دیگر یافته: هر چه از او وصول شود بازیافتی است. ( یادداشت مؤلف ).
آنچه از طریق بازیافت به دست آمده است.
( صفت ) آنچه بدون زحمت و باسانی بدست آید باز یافت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظرفیت ورزشگاه در حدود ۴۰۰۰۰ صندلی است؛ وسعت آن در زمینی به مساحت ۴۵۰۰۰۰ متر مربع در کنار آب و بر روی یک دماغه مصنوعی است. این ورزشگاه طراحی مدولار دارد و ۹۷۴ کانتینر حمل بازیافتی را در ادای احترام به تاریخ صنعتی سایت و کد شمارهگیری بینالمللی قطر (۹۷۴+) در خود جای داده، به عقیده مقامات قطر کل پروژه ادای احترام به بندر مجاور و سنتهای دریایی دوحه است.
💡 مصرف آب تا ۷۶ لیتر در روز کاهش یافتهاست؛ در این میان ۱۸ درصد آب باران یا آب بازیافتی را نشان میدهد. یک ابداع در این مجموعه استفاده از سیستم تصفیه بیولوژیکی با استفاده از نی است که فاضلاب را برای استفاده غیرآشامیدنی از قبیل سیفون توالت یا آبیاری باغچهها تصفیه میکند.
💡 از آنجا که بافت، نشانه بازیافتی نیرومندی است. میتوان با بازآفرینی بافتی که یادگیری در آن صورت گرفته، حافظه را بهبود بخشید؛ مثلاً اگر جلسات درسی شما همیشه در اتاق معینی تشکیل شود، شما در این اتاق بهتر از هر جای دیگری مطالب آن درس را به یاد خواهید آورد، چون بافت آن اتاق، بهترین نشانه بازیافتی برای مطالب درس شما محسوب میشود.