گردون سا ی

لغت نامه دهخدا

گردون سای. [ گ َ ] ( نف مرکب ) ساینده بر فلک. ( ناظم الاطباء ):
جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا
سایه اندازد همای چتر گردون سای تو.حافظ.

فرهنگ فارسی

( گردون سا ی ) ( صفت ) آنکه سر بر فلک ساید: جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا سایه انداز همای چتر گردون سای تو. ( حافظ )

جمله سازی با گردون سا ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر شبی بهر نثار پای گردون سای او صد هزاران در بدین صحن زمرد بر نهند

💡 از غم دستار چون مجنون نمی پیچم به خود افسر از خورشید دارد فرق گردون سای من

💡 گر کشم از سینه خود آه گردون سای خویش بیستون را بر کنم چون گردباد از جای خویش

💡 همچو گردون سبز بادا فرق گردون سای تو وز بد گردون تن و جان تو بادا در امان

💡 زر سرخ و سفید ماه و انجم نثار فرق گردون سای عشق است

💡 زمین آرای دود اندام گردون سای آتش دل سیه دیدار گوهر پاش میناپوش دیباتن

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز