مت سمن

لغت نامه دهخدا

متسمن. [ م ُ ت َ س َم ْ م ِ ] ( ع ص ) فربه و چربی دار. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تسمن شود.

جمله سازی با مت سمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سوداغلان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آرادان در استان سمنان ایران است.

💡 حق‌الخواجه، روستایی از توابع بخش میامی شهرستان شاهرود در استان سمنان ایران است.

💡 با روی چو ماه و قد چون سرو چمن با زلف معنبر و رخ همچو سمن

💡 خوشا که یار سمن بر میان سبزه و باغ به وقت بوسه مرا وعده کنار دهد

💡 این استان در سال ۱۳۵۵ شمسی با تبدیل فرمانداری کل سمنان به استان ایجاد شد.

💡 چون من بعمرها سمنی بشکفد بباغ چون من بسالها گهری نامور شود

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران