رخ شکست
مترادفها
شکست خوردن، باختن
متضادها
پیروز شدن، برد
فرهنگستان زبان و ادب
{cleavage fracture} [مهندسی مواد و متالورژی] شکستی که معمولاً در فلزات چندبلوری و تحت تأثیر رَخ ایجاد می شود و سطح شکستی برّاقی دارد
جمله سازی با رخ شکست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باطن هر غنچه بزم شبنمستان حیاسب از شکست یک دل اینجا شیشه ها خواهد شکست
💡 عهد وفاق بستهایم با اثر شکست دل محمل یاسما بساست نالهٔ این جرسکشد
💡 یکی از مضمونهای مهم داستانهای ایرانی در این دوره، تشریح شکست آرمانخواهی و روشنفکری است.
💡 می شکست از خون من دایم خمار خویش را چشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت
💡 مرا ز زلف تو غیر از شکست و محنت نیست بنای خانهٔ زنجیر بهر راحت نیست