خوش سلوک
مترادفها
نیک رفتار، پارسا، درستکردار، خوشرفتار
متضادها
بد سلوک
لغت نامه دهخدا
خوش سلوک. [ خوَش ْ / خُش ْ س ُ ] ( ص مرکب ) سازگار. خوش رفتار. بااخلاق. آنکه در زندگی و معاشرت بامهر است.
فرهنگ عمید
= خوش رفتار
فرهنگ فارسی
سازگاری
جمله سازی با خوش سلوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایرانیان دارای نسل و نژادی خوشآیندند و واجد آدابی آراستهاند و منشی نجیبانه و اشرافی دارند. از لحاظ طبع و نهاد، مستعد تهییج و در محاوره و صحبت هوشمند و با ذکاوت و در رفتار و سلوک نیک زیرکاند (کرزن، ۱۳۸۰: ۲/۷۵۲).