خاش و خش

لغت نامه دهخدا

خاش وخش. [ ش ُ خ َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) قماش ریز را گویند که از دم مقراض استادان خیاط و پوستین دوز بدست آید. قماش ریزه بود. ( فرهنگ اسدی ). || چیزی که از دم تیشه درودگران بریزد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || آشغال. رجوع به خاشه شود.

فرهنگ فارسی

قماش ریز را گویند که از دم مقراض استادان خیاط و پوستین دوز بدست آید.

جمله سازی با خاش و خش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنین قطعه «شوشکو جان» در مراسم عروسی مناطق سرحد، خاش و میرجاوه اجرا می‌شود، در فستیوال آینه‌دار سال ۱۳۹۲ در خانه هنرمندان اجرا شده‌است.[۱]

💡 شهر خاش و منطقه اطراف با کمبود آب مواجه است و در سال‌های اخیر کاهش بارش‌ها، افزایش جمعیت و مصرف آب این کمبود را تشدید کرده‌است.

💡 نیمروز و هامون پراکنده بوده و در فصول مختلف معمولاً از سمت جنوب تا شهرستان خاش و از سمت شمال تا شهرستان نهبندان کوچ می‌کنند. از اوایل بهار تا اواخر مهر ماه بدون نیاز به تغذیه دستی و بر روی مرتع چرا می‌کنند. گیاهان غالب

💡 دی‌ماه همان سال مجدداً تقسیمات جدیدی صورت گرفت و در آن کشور ایران به ۱۰استان تقسیم شد که استان هشتم (به مرکزیت کرمان) شامل شهرستان‌های کرمان، بم، بندرعباس، خاش و … بود. بخش‌های میناب، قشم و جاسک جزو فرمانداری بندرعباس قرار گرفتند. اما بعضی از شهرستان‌های غربی این استان شامل بندرلنگه، بستک و گاوبندی پارسیان به صورت سه بخش از توابع شهرستان لار جزو استان هفتم (به مرکزیت شیراز) محسوب می‌شدند.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز