لغت نامه دهخدا
ام محل. [ اُم ْ م ِ م َ ح َل ل ] ( اِخ ) کوهی است از بنی وبر. ( از المرصع ).
ام محل. [ اُم ْ م ِ م َ ح َل ل ] ( اِخ ) کوهی است از بنی وبر. ( از المرصع ).
کوهی است از بنی و بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محل تو چنان بادا که هر بنده که او کهتر کمر در پیش از پیروزه و لعل و درر بندد
💡 حاجی ار بادیه کعبه بسر می پوید با تو ای خار مغیلان چه محل دیبا را
💡 در سال ۱۳۸۳ این زندان تعطیل شد و شهرداری تخریب بخشهایی از زندان را آغاز نمود که با پیگیری کانون زندانیان سیاسی پیش از انقلاب با ثبت زندان به عنوان آثار ملی ایران در سازمان میراث فرهنگی از تخریب آن جلوگیری شد. البته در این میان تا پیش از ثبت این محل، زندان زنان سیاسی تخریب شده بود.
💡 به دار شش جهت انداخت مهرهٔ ایام محل نامیه در چار طاق ارکان کرد
💡 فراکسیونهای قومی در قیاس و در برابر فراکسیونهای ملی تعریف میشوند. برخی معتقدند با تشکیل فراکسیونهای ملی و حضور نمایندگان قومیتها در این فراکسیونها، مطالبات محلی و منطقه ای بهتر دنبال میشود و نتیجهگیری اش نیز بهتر و ملموس تر خواهد بود.
💡 جان و دل هر دو ندارند محلی برِ تو کی میسّر میشود این کار بدین آسانی