لغت نامه دهخدا
( ام الندامة ) ام الندامة. [ اُم ْ مُن ْ ن َ م َ ]( ع اِ مرکب ) تعجیل و شتاب. مهلکه. ( ناظم الاطباء ).
( ام الندامة ) ام الندامة. [ اُم ْ مُن ْ ن َ م َ ]( ع اِ مرکب ) تعجیل و شتاب. مهلکه. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 769 - محمد بن على بن الحسين عليه السلامقال: من الفاظ رسول الله صلى الله عليه و آله: الندامه توبه.
💡 با دشمنان مگویید سرّش من آزمودم من جرّب المجرّب حلّت به الندامه
💡 و قـال موسى بن جعفر عليهماالسلام: اهينوا الدنيا فانهاهـنـى مـا يـكـون لكـم اهـون ما يكون عليكم فانه ما اهان قومالدنـيـا الا هـناهم الله العيش و ما اعزها قوم الا ذلوا و تعبوا وكانت عاقبتهم الندامه.
💡 هر چند کآزمودم از وی نبود سودم مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت به الندامه
💡 پشیمان شد ز لاف عشق جامی ولکن لیس تجدید الندامه
💡 روزی به لاغ گفتم کت نسبتی ست با مه من بد لست حیا من شدة الندامه