لغت نامه دهخدا
بی عصمتی. [ ع ِ م َ ] ( حامص مرکب ) آلودگی به گناه. زشتکاری. رجوع به ترکیبات عصمت شود.
بی عصمتی. [ ع ِ م َ ] ( حامص مرکب ) آلودگی به گناه. زشتکاری. رجوع به ترکیبات عصمت شود.
آلودگی به گناه. زشتکاری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مولیر منتقدین بسیاری داشت. آنها به بهانه دفاع از مذهب کارشکنیهایی در مسیر فعالیت او انجام دادند. آنها میگفتند که مولیر بیدینی را به روی صحنه تئاتر آوردهاست. نمایشنامه مکتب زنان در حقیقت بی عفتی و بی عصمتی است و تارتوف نمایشنامهای است شیطانی و دون ژوان سراپا کفر است. بهطور خلاصه منتقدین میگفتند که مولیر خناسی است که به لباس انسان درآمده. یکی از دوستان و دوستداران وی بوالو ی جوان بود که مقام وی را بالاتر از کورنی و حتی راسین میدانست و معتقد بود مولیر از هر کس دیگری بهتر توانسته طبیعت را بفهمد. حتی بعد از مرگ مولیر در محضر لویی چهاردهم در آنجایی که از بوالو پرسیده میشود که چه کسی بزرگترین شخص این عصر است وی در پاسخ میگوید: مولیر