لغت نامه دهخدا
( مدفونة ) مدفونة. [ م َ ن َ ] ( ع ص ) تأنیث مدفون. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مدفون و نیز رجوع به دفین و دفینه شود.
( مدفونة ) مدفونة. [ م َ ن َ ] ( ع ص ) تأنیث مدفون. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مدفون و نیز رجوع به دفین و دفینه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 120- در نـسـخـه اى از ( انـسـاب مـجـدى ) ديـدم(ومـحـتـمـل اسـت كـه مـلحق شده باشد) مكتوب بود كه شنيدم از امير محمّد هادى بن مير لوحىمـورخ كـه ايـن زينب مدفونه در قريه ار زنان از قراى اصفان، دختر بلافاصله حضرتموسى بن جعفر عليه السلام است. (شيخ عباس قمى رحمه اللّه ).
💡 ذكر احوال حضرت معصومه عليها السلام مدفونه به قم وثواب زيارت آن مخدره