لغت نامه دهخدا
غلو کردن. [ غ ُ ل ُوو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از حد گذشتن. غالی بودن. غلو داشتن. رجوع به غُلُوّ شود:
با هرکه دوستی کنی از دل مکن غلو
با هرکه دشمنی کنی از جان مبر خطر.خاقانی.
غلو کردن. [ غ ُ ل ُوو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از حد گذشتن. غالی بودن. غلو داشتن. رجوع به غُلُوّ شود:
با هرکه دوستی کنی از دل مکن غلو
با هرکه دشمنی کنی از جان مبر خطر.خاقانی.
( مصدر ) از حد گذشتن غلو داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از غلو کردن خرد ترسان بود در وصف تو امت عیسی غلو کردند از آن ترسا شدند
💡 جو دیویتا از لاودوایر در گزینش ۱۰ ترانهٔ برتر ماتلی کرو «برای عاشق شدن خیلی جوان هستم» را در ردهٔ هشتم فهرستش قرار داده و نوشتهاست: «آنها بر خلاف جریان مرسوم و بهجای غلو کردن در مورد تعداد زنانی که با آنها میخوابند، رویکردی فروتنانه در پیش میگیرند و آگاهند که عشق یک امر مقدس است که در سن و سال آنها قابل درک نیست».