لغت نامه دهخدا
ضرتان. [ ض َرْ رَ ] ( ع اِ ) سُرین به اعتبار دو طرف استخوان آن. || دو زن یک مرد را هر یکی از آن ضرّه است مر دیگری را. ج، ضرائر. || دو سنگ آسیا. ( منتهی الارب ). هر دو سنگ آس. ( مهذب الاسماء ).
ضرتان. [ ض َرْ رَ ] ( ع اِ ) سُرین به اعتبار دو طرف استخوان آن. || دو زن یک مرد را هر یکی از آن ضرّه است مر دیگری را. ج، ضرائر. || دو سنگ آسیا. ( منتهی الارب ). هر دو سنگ آس. ( مهذب الاسماء ).
سرین با عتبار دو طرف استخوان آن ٠ با افکندن چیزی را ٠ یا اندوختن ٠
💡 زین سبب فرمود شاه انس و جان انما الدنیا و عقبی ضرتان
💡 نه بگفتست آن سراج امتان این جهان و آن جهان را ضرتان
💡 ((ان الدنيا و الآخرة عدوان متفاوتان، و سبيلان مختلفان؛ فمن احب الدنيا و تولاهاابغض الآخرة و عاداها، و هما بمنزلة المشرق و المغرب، و ماش بينهما؛ كلما قرب من واحدبعد من الآخر، و هما بعد ضرتان.))(36)