سیمجور

لغت نامه دهخدا

سیمجور. ( اِخ ) رجوع به سیمجوریان شود.

فرهنگ فارسی

دواتی. وی از خادمان اسماعیل بن احمد سامانی بود و بعد سردار شد و ضد علویان در گرگان جنگید ( ظ. ۲۸۷ ه.ق. ). در سال ۲۹۸ وی به سیستان رفت و آنجا را از دست لیث بن علی ابن لیث بیرون آورد. احمد بن اسماعیل حکومت سیستان را ( ظ. در سال ۳٠٠ ) به سیمجور داد ولی اهل سیستان با نصر بن احمد مخالفت کردند و سیمجور از آنجا بیرون رفت. در سنه ۳۱۴ که امیر نصر بن احمد ری را ازدست فاتک بیرون آورد حکومت آنرا بسیمجور داد.وی با حمویه ومحمد بن عبدالله بلعمی و ابو جعفر صعلوک در جنگ با لیلی بن نعمان از سرداران داعی الی الحق گرگانی در طوس بوده ( حدود سال ۳٠۷ و ۳٠۸ ). وی در سال ۳۱٠ بجنگ با ابوالحسین بن ناصر علوی و در ۳۱۶ بجنگ با ابوالحسن بن ناصر مامور گردید. وی موسس خاندان [سیمجوریان] است.

جمله سازی با سیمجور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فعل نکو ز نسبت بهتر، کز این قبل به شد ز سیمجور براهیم سیمجور

💡 در نوای گردش گردون فروشد سیمجور لاجرم تا در کنار افتاد روزی بینوا

💡 با تن سیمین، چو گنج خویش یابی زیر خاک زال زر رویین تن و پولادوند و سیمجور