لغت نامه دهخدا
زری باف. [ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه پارچه های زربفت می سازد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زری و ماده بعد شود.
زری باف. [ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه پارچه های زربفت می سازد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زری و ماده بعد شود.
بافندۀ زری، کسی که پارچه های زربفت می سازد.
آنکه پارچه های زربفت می سازد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فن زری بافی در دوران صفویه به منتهای کمال خود رسید.
💡 هنر زری بافی در حال حاضر در ایران در بدترین شرایط خویش در طول تاریخ دو هزار ساله آن است. اگر فقط بخواهیم تعداد دستگاههای بافت پارچههای زری را با دورههای قبل، مثلاً دوره صفویه مقایسه کنیم، متوجه این فرق فاحش و تأسف بار میشویم. اکنون نه تنها قدر و منزلت این هنر را کسی نمیداند، بلکه عدم توجه ما، به نابودی این هنر با ارزش دامن میزند. این هنر پر ارزش اکنون مهجور و مظلوم واقع شده، ولی در دورههای گذشته هم پایه نگارگری، قلم زنی، سفال و… صاحب ارزش بوده و به آن پرداخته میشدهاست.