رنو

گروه رنو یک شرکت خودروسازی چندملیتی فرانسوی است که در زمینه طراحی، تولید و توزیع خودروها، کامیون‌ها، تراکتورها، اتوبوس‌ها و خودروهای برقی فعالیت می‌کند. این شرکت در گذشته در زمینه طراحی و تولید هواپیماها و موتورهای هواپیما نیز فعالیت داشته است. دفتر مرکزی رنو در شهر بولوین-بیانکور، فرانسه واقع شده و در برخی کشورها، مونتاژ خودروهای این شرکت رواج یافته است. این شرکت در سال ۲۰۱۱ به عنوان سومین خودروساز بزرگ اروپا پس از گروه فولکس واگن و پژو سیتروئن شناخته شد و در حال حاضر در رتبه نهم بزرگترین خودروسازان جهان قرار دارد. مالک اکثریت سهام شرکت رومانیایی داچیا، شرکت ترکیه‌ای اویاک، شرکت کره‌ای سامسونگ موتورز و شرکت ایرانی پارس است. همچنین این شرکت ۴۳٪ از سهام شرکت ژاپنی نیسان و ۲۵٪ از شرکت روسی آوتوواز را نیز در اختیار دارد. کارلوس غصن در حال حاضر به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره رنو، رهبری این شرکت فرانسوی را بر عهده دارد و همزمان این مناصب را در شرکت نیسان نیز دارد. این دو شرکت پس از همکاری در تأسیس گروه رنو - نیسان آلیانس، اکنون به عنوان چهارمین خودروساز بزرگ جهان شناخته می‌شوند. دولت فرانسه با در اختیار داشتن ۱۵٪ از سهام آن، بزرگ‌ترین سهام‌دار این شرکت به شمار می‌آید. این شرکت همچنین در زمینه مسابقات اتومبیل‌رانی و موتوراسپرت فعالیت‌های گسترده‌ای داشته و تیم فرمول یک در سال‌های گذشته یکی از موفق‌ترین تیم‌ها در این رقابت‌ها بوده است. لوئی، کارآفرین و صنعتگر فرانسوی، بنیان‌گذار این شرکت است که نخستین خودروی او با نام تیپ ای در سال ۱۸۹۸ تولید شد. این شرکت به طور رسمی در سال ۱۸۹۹ توسط لوئی و برادرانش با نام  فررس و با سرمایه‌ای اندک تأسیس گردید.

لغت نامه دهخدا

رنو. [ رُ ن ُوو ] ( ع مص ) پیوسته نگریستن. ( تاج المصادر بیهقی ). پیوسته بسکون چشم نگریستن. ( منتهی الارب ). ادامه دادن نظر را به سوی کسی بسکون چشم. ( از اقرب الموارد ). رَنا. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || لهو و لعب با شغل دل و شغل بینایی و غلبه هوی. ( از منتهی الارب ). طرب کردن با اشتغال دل و چشم و غلبه هوی. ( از اقرب الموارد ). || شادمان گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || رنو از چیزی؛ تغافل از آن چیز. ( از اقرب الموارد ).
رنو. [ رَ ن ُوو ] ( ع ص ) مرد پیوسته بسوی چیزی نگرنده. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). || آنکه سخن کسی را به رغبت تمام بشنود و خوش آیدش و گویند: هو رنو فلانة؛ یعنی پیوسته بسوی او می نگرد و به سخن او برغبت گوش می کند و خوشش می آید. ( از منتهی الارب ). مردی که سخن زنان را با میل تمام گوش کند و به اعجاب آید و گویند: «هو رنوها». ( از اقرب الموارد ).
رنو. [ رِ ن ُ ] ( اِخ ) رودی است در شمال ایتالیا که در ایالت توسکانا از کوههای آپنین سرچشمه می گیرد و بسوی شمال شرقی پیش می آید. طول آن در حدود 180 هزار گز است و در فصول بارانی بسیار پرآب است.

فرهنگ فارسی

رودی است در شمال ایتالیا

جملاتی از کلمه رنو

آلن پروست در چهار مسابقه به پیروزی دست یافت و تیم رنو به مقام دوم قهرمانی سازندگان رسید.