دل بیدار

لغت نامه دهخدا

دل بیدار. [ دِ ] ( ص مرکب ) بیداردل. آگاه. دل آگاه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بیدار دل. آگاه.

فرهنگ اسم ها

اسم: دل بیدار (دختر) (فارسی) (تلفظ: del bidār) (فارسی: دلبيدار) (انگلیسی: del bidar)
معنی: آگاه، بیدار دل، روشن ضمیر

جمله سازی با دل بیدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بزم روزگار به جز سوختن چو شمع دیگر چه طرف از دل بیدار بسته ام؟

💡 دیده مشغول خواب و دل بیدار دست فارغ ز کار و دل در کار

💡 بی دل بیدار، سر از خرقه تن برمیار پای خواب آلود رااز زیر دامن برمیار

💡 تا کدامین دل بیدار مرا دریابد چون شب قدر نهان در رمضانم کردند

💡 دانم پوشیده نیست بر دل بیدار تو که من چه بینم همه در فزع این حصار