درود فرستادن

لغت نامه دهخدا

درود فرستادن. [ دُ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) نماز گزاردن. ( ناظم الاطباء ).تصلیة.( ترجمان القرآن جرجانی ). || درود رساندن.درود دادن. سلام و تحیت و آفرین رساندن:
فرستم درود فرستاده اش
گزین گزینان آزاده اش.فردوسی.سه دیگر بپیمود راه دراز
درودش فرستاد و برگشت باز.فردوسی.پس آمد بدان جای نیکان فرود
فرستاد نزدیک ایشان درود.فردوسی.سپه چون گذر کرداز آن سوی رود
فرستاد از آن پس به هرکس درود.فردوسی.سپهدار با گرز و با گبر و خود
به لشکر فرستاد چندی درود.فردوسی.حیف است سخن گفتن با هرکس از آن لب
دشنام به من ده که درودت بفرستم.سعدی.به مستان نوید سرودی فرست
به یاران رفته درودی فرست.حافظ ( از آنندراج ذیل درود ).

فرهنگ فارسی

نماز گزاردن تصلیه درود رساندن

جمله سازی با درود فرستادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و جالب توجه اينكه بر اثر اين دعا خداوند فرزندى به زكريا داد كه از جهات زيادىشباهت به فرزند مريم، عيسى داشت. از جهت نبوت در كودكى، و از جهت مفهوم اسم (عيسىو يحيى هر دو از نظر لغت به معنى زنده مى ماند است ) و از نظر درود فرستادن خداوندبر آنها در مراحل سه گانه تولد، مرگ و حشر و از جهات ديگر.

💡 5 سلام و درود فرستادن بر اولياى خدا مخصوص زمان حيات آنان نيست. (سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم... )

💡 آرى مـجـلس خود را با تنزيه ذات خدا، و درود فرستادن بر پيامبران او، و حمد و شكر دربـرابـر نـعـمـتـهـاى پروردگار پايان دهد، تا اگر كارى نادرست يا سخنى ناروا در آنمجلس از او سر زده جبران گردد.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز