خورده گیر

لغت نامه دهخدا

خورده گیر. [ خوَرْ /خُرْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) عیب گیرنده. || سخن چین. || اعتراض کننده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عیب گیرنده یا سخن چین

جمله سازی با خورده گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر ور سپارم هر دمی جان دگر بسپرده گیر

💡 صاف‌های جمله عالم خورده گیر همچو درد درد دین جستیم نیست

💡 گر حیات جاودانی بایدت همچون خضر روی ازین ظلمت بتاب و آب حیوان خورده گیر

💡 نفس او میرست و عقل او اسیر صد هزاران مصحفش خود خورده گیر

💡 ملک ضعیفان به کف آورده گیر مال یتیمان به ستم خورده گیر

💡 گر همه کامم برآید نیم نانی خورده گیر ور جهان بر من سرآید نیم جانی گو مباش

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز