حسینیان
لغت نامه دهخدا
حسینیان. [ ح ُ س َ نی یا ] ( اِ ) ج ِ حُسینی. سادات حسینی.
حسینیان. [ ح ُس ِ نی یا ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ترود بخش مرکزی شهرستان شاهرود. 156هزارگزی جنوب باختری شاهرود. 54هزارگزی ترود. دشت کویر، معتدل. خشک تابستان گرم. سکنه 25 تن. زبان فارسی. آب آنجا از قنات. محصولات آنجاجو، ارزن، ذرت، شلغم، خربزه، هندوانه، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو. مزرعه سوسن وار جزء این آبادی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جمله سازی با حسینیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دربند عظیمی مربوط به دوره قاجار است و در ابرکوه، بافت قدیم محله درب قلعه، حسینیه درب قلعه، کوچه علی محمد حسینیان واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۶۸۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
💡 روحالله حسینیان دربارهٔ اعدامهای دهه ۱۳۶۰ به صدیقی اشاره کرد و به وی گفت: «پروندههایت را دیدم، ماشاالله خیلی قاطعانه بود. [کاظمی صدیقی] گفت اگر چیزی هم ما برای خدا داشته باشیم برای قیامتمان همینها است».
💡 روحالله حسینیان، آقای صالحی را تهدید کرد که اگر برجام به فرجام برسد، سیمان رویش میریزیم و او را میکشیم.
💡 روحالله حسینیان (۱۴ اسفند ۱۳۳۴ – ۴ شهریور ۱۳۹۹) قاضی و از مقامات اطلاعاتی و سیاسی ایران بود که در دستگاه اطلاعاتی با نام مستعار «خسرو خوبان» شناخته میشد.
💡 ۱- خراسان نیشابورش را تا بونئوس آیریس باد با خود بردهاست. گفتکوی مریم حسینیان با حسین آتش پرور