جوفی
مترادفها
توخالی، تهی، پوک
لغت نامه دهخدا
جوفی. [ فی ی ] ( ع ص نسبی ) فراخ و درون کاواک. ( منتهی الارب ). واسعالجوف. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) نوعی از ماهی است. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات ازکشف ). جوفی و جوفیاء، نوعی ماهی است. جوالیقی گوید:گمان میکنم که هر دو معرب باشند. ( المعرب ص 113 ).
فرهنگ فارسی
فراخ و درون کاواک یا نوعی از ماهی است.
جمله سازی با جوفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چونکه ذات حق صمد شد غیر ذات جمله را جوفی بود از ممکنات