جوخا

لغت نامه دهخدا

جوخا. [ جو / ج َ ] ( اِخ ) نهری است که در بالای آن ناحیه وسیعی است در سواد بغداد و در جانب شرقی آن راذان است و آن بین خانقین و خوزستان است. گویند در بغداد نظیر ناحیه جوخا نبوده است که مالیات آن هشتادهزار درهم بود تا آنکه دجله از آنجا منحرف و خارج شد و مردم آن بعداً مبتلا به طاعون شدند و در اثر آن تنزل فاحش کرد. ( معجم البلدان ) ( مراصد ).

جمله سازی با جوخا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ماکائو جزیره کوچکی در نزدیکی شهر جوخای واقع در جنوب چین و در مجاورت هنگ کنگ است که از ۶ مایل مربع مساحت و ۴۵۰ هزار نفر جمعیت برخوردار است.

💡 در فیلم‌های کلاسیک، معمولاً گروه‌هایی از جوخا و افراد شرور برای ایجاد آشوب در شهرها و ترساندن مردم نمایش داده می‌شوند.

💡 پلیس برای برقراری نظم و امنیت در محله‌های پرخطر، با جوخا و باندهای سازمان‌یافته جنایتکار مقابله‌های بسیار سختی را انجام می‌دهد.

💡 حضور ناگهانی جوخا در میان جمعیت باعث وحشت شدیدی شد و مردم برای نجات جان خود به هر سو گریختند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران