جار و مجرور

لغت نامه دهخدا

جار و مجرور. [ جارْ رُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ادات جر و مدخول آن را گویند. در نحو حروفی که مدخول خود را جر دهند جار و مدخول آنها را مجرور گویند و مجموع را جار و مجرور نامند.

فرهنگ فارسی

ادات جر و مدخول

جمله سازی با جار و مجرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و بنابراين معنا، كلمه (لذكرى ) از باب اضافه مصدر بهمفعول خودش است، و لام آن براى تعليل است، و اين جار و مجرور متعلق به كلمه (اقم) مى باشد و حاصل معنايش اين است كه: عبادت و يادآوريت از من را باعمل نماز تحقق بده، همچنان كه مى گويند: (بخور براى اينكه سير شوى، و بنوشبراى اينكه سيراب گردى ) اين آن معنايى است كه ازمثل سياق مورد بحث به ذهن تبادر مى كند.

💡 جار و مجرور (بالوالدين ) يا متعلقّق به تُحْسنون است كه در اين صورت، با جمله قبل از آن يعنى (لاتعبدون ) هماهنگ است، يا متعلق به اءحْسِنُوا كه در اين صورت، با اوامر بعد از آن: (قولوا)، (اءقيموا) و (اتوا) همسان مى شود. احتمال دوم مناسب تر است؛ چون تعداد افعالى كه به صورت امر آمده، بيش از افعالى است كه به صورت مضارع آمده است.

💡 البته نكته مزبور مبتنى بر اين است كه چنان كه جمهور مفسّران برآنند، واو در (و من الّذين ) عاطفه و جار و مجرور: (من الذين ) متعلّق به (اءحرص ) باشد و (اءحرص الناس ) به معناى اءحرص من الناس باشد، يا (من الّذين ) متعلّق به اءحرص مقدّر باشد؛ يعنى ولتجدّنهم اءحرص ‍ النّاس و اءحرص من الّذين اءشركوا.

💡 كلمه (تحويل ) به معناى نقل چيزى است از حالى بهحال ديگر، و كلمه (سنة من ) در تقدير (لسنة من ) است، يعنى مانند سنت كسى كه مافرستاديم و اين جار و مجرور متعلق به جمله (لا يلبثون ) است يعنى ديرى نمى پائيدكه مردم مكه مانند سنت كسى كه قبل از تو فرستاديم مى شدند.