تیز دل

لغت نامه دهخدا

تیزدل. [ دِ ] ( ص مرکب ) بی باک و سخت دل. ( ناظم الاطباء ). تیزخاطر. مشهوم. حوش الفؤاد. همیزالفؤاد. ظریف. سبک روح. زیرک. مشهم. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ). رجوع به تیزدلی شود.

فرهنگ فارسی

بی باک و سخت دل تیز خاطر مشهوم

جمله سازی با تیز دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرامی خرامید با خشم تیز دل از کینهٔ کشتگان پر ستیز

💡 بتیغ تیز دل برکندم ازتو ز جور تو سپر بفکندم ازتو

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز