فرهنگ فارسی
۱ - منسوب و مربوط به تعبد ۲ - تعبدا
۱ - منسوب و مربوط به تعبد ۲ - تعبدا
رجوع شود به:واجب (فقه)
[ویکی فقه] عنوان تعبّدی اصطلاحی در اصول فقه در مقابل توصلی است.
اصولیان در بحث تقسیم واجبات به تعبّدی و توصّلی، برای آن دو، معانی گوناگونی ذکر کردهاند.
معنای اول از تعبدی و توصلی
تعبّدی به واجبی اطلاق میشود که قصد قربت در آن شرط است، مانند نماز، روزه و حج. انجام دادن این گونه واجبات بدون نیت تقرّب به پروردگار، مسقط تکلیف نیست.
در برابر واجب توصلی واجبی است که صرف انجام دادن آن با هر نیّتی، موجب ادای تکلیف میشود، مانند نجات دادن غریق و دفن کردن میت.
معنای دوم از تعبدی و توصلی
تعبّدی به واجبی گفته میشود که دارای سه شرط باشد: مباشرت، اباحه و اراده و التفات؛ بدین معنا که مکلّف، خود آن را انجام دهد و از راه مباح و با وسائل حلال انجام شود و بدون اجبار و با قصد و التفات صورت گیرد.
و توصّلی واجبی است که مشروط به امور یادشده نباشد، مانند نجات دادن غریق حتّی با استفاده از ابزار غصبی.
نسبت بین دو تعریف یاد شده و توضیح آن
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن و قبح افعال موضوعی در علم کلام است که به منشأ نیکی و بدی رفتارهای انسان میپردازد. طبق دیدگاه شیعه و معتزله برخی افعال ذاتاً بد و نبایسته و برخی ذاتاً خوب و بایسته هستند و به عبارت دیگر حسن و قبح افعال ذاتی است و انسان مستقل از شرع با عقل مستقلاً خود قادر به تشخیص آن میباشد. این دیدگاه قائل به حسن و قبح ذاتی عقلی افعال است. در مقابل اشاعره معتقدند حسن و قبح افعال ذاتی نیست بلکه شرعی است و انسان برای تشخیص آن نیازمند راهنمایی شرع است و باید حسن و قبح افعال را بهطور تعبدی بپذیرد.