تاجک
مترادفها
تاج، کلاه
لغت نامه دهخدا
تاجک. [ ج ِ ] ( اِ ) اولاد عرب که در عجم بزرگ شده باشد و اکثر ایشان سوداگر باشند لهذا ازتاجک گاهی سوداگر مراد باشد. ( غیاث اللغات از برهان و سراج ) ( آنندراج ). مخفف تاجیک است یعنی اولاد عرب که درعجم بزرگ شده باشد. ( انجمن آرا ). با جیم مکسور مخفف تاجیک بود. ( فرهنگ جهانگیری ). مخفف تاجیک است و تاجیک غیرعرب، ترک را گویند و در اصل بمعنی اولاد عرب است که در عجم بزرگ شده و بر آمده باشد. ( برهان ). تاجک و تازک و تازیک و تاجیک غیر مردم ترک که در عجم باشند. ( فرهنگ رشیدی ). برای اطلاع از اصل و منشاء و مفاهیم این کلمه رجوع به تازک و تاجیک و تازیک شود.
تاجک.[ ج َ ] ( اِ مصغر ) در گیاهان، چترک. چتری کوچک. اکلیل. رجوع به تاج گل شود.
فرهنگ فارسی
۱ - غیر ترک ( عموما ) آنکه ترک و مغولی نباشد. ۲- ایرانی ( خصوصا ). ۳- سکن. کنونی (( تاجیکستان ) )شوروی. ۴- (( تاجیک ) ) با(( تازی ) ) فرق دارد.
در گیاهان چترک.
جمله سازی با تاجک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ده خلیل روستایی در ولسوالی مرغاب ولایت غور در کشور افغانستان است. باشنده ها آن تاجک اند وبه زبان فارسی صحبت می کنند.
💡 درویش را زکسوت فقراست سلطنت خاک در علی به سرش تاجکی شود
💡 زده بر تارک مه تاجکی از مشگ طری تاج دارا بسر و افسر قیصر بشکست
💡 محمداعظم رهنورد زریاب در سوم سنبله سال ۱۳۲۳ در کابل چشم به جهان گشود. پدرش از غزنی و مادرش از شمال کشور بود. وی از تاجکی اهل سنت افغانستان بود.