بشیره

لغت نامه دهخدا

( بشیرة ) بشیرة. [ ب َ رَ ] ( ع ص ) تأنیث بشیر یقال: امراة بشیرة و ناقة بشیرة؛ زن خوبروی و ماده شتر خوبروی.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ج، بشیرات.

فرهنگ فارسی

تانیث بشیر یقال امراه بشیره و ناقه بشیره زن خوبروی و ماده شتر خوبروی ٠

جمله سازی با بشیره

💡 بشیره آموزشهای خود را از جمعی از شیوخ مسجد الزیتونه از جمله پدربزرگش و محمد مناشو که به وی ادبیات و نویسندگی را آموخت فراگرفت. وی همزمان به حفظ قرآن و یادگیری عربی پرداخت و بسیاری از اشعار عربی را نیز حفظ نمود و توانست به نویسندگی در مطبوعات و سخنرانی در اجتماعات زنان و حتی جلسات مختلط بپردازد.

💡 بشیره بن مراد (عربی: بشيرة بن مراد) (زاده: سال ۱۹۱۳ – درگذشته: ۴ می ۱۹۹۳) از رهبران جنبش زنان تونس بود، وی در یک خانواده مشهور مذهبی و علمی به دنیا آمد، پدر بزرگ وی شیخ احمد بن مراد یک مفتی حنفی، و پدرش شیخ محمد صالح بن مراد از شیوخ اسلام حنفی بود.

💡 بعد از استقلال تونس بشیره بن مراد از مشارکت فعال در کار زنان محروم شد.

💡 بشیره بن مراد در یکی از فراخوانهایش به آموزش در سال ۱۹۳۸ نوشت: «زنان تونسی پیشرفت کرده‌اند و ایده‌های خود را گسترش داده‌اند و روند امور را هم دنبال می‌کنند خوب و بد و زشت و زیبای کشور از هر جنبه را فهم می‌کنند، در انجمن‌های خیریه و جلسات علمی شرکت می‌کنند و من بخاطر همه اینها خوشحالم.

💡 نخواهد کودک شیر تو بی آب مگر آن را که آب اندر بشیره