بدایع نگار

لغت نامه دهخدا

بدایعنگار. [ ب َ ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) نگارنده و نویسنده بدایع.
بدایعنگار. [ ب َ ی ِ ن ِ ] ( اِخ ) آقا محمدابراهیم نواب پسر آقا محمدمهدی نواب از منشیان و مورخین عهد ناصرالدین شاه. مؤلف مقتل معروف به فیض دموع و مترجم نامه امیرالمؤمنین علی ( ع ) به مالک اشتر و مؤلف کتابی در تاریخ بنام عقداللاَّلی. بدایعنگار از نثرنویسان چیره دست دوره قاجاریه بود و سبک نثر وی محکم و استوار و قریب به سبک نویسندگان دوره سلجوقی است. ترجمه نامه علی ( ع ) به مالک اشتر با مقدمه بسیار لطیف در ابتدای کتاب مخزن الانشا بخط میرزارضای کلهر استاد بزرگ نستعلیق نویس دوره قاجاریه در تهران بطبع رسیده است. وفات بدایعنگار بتاریخ نیمه ماه ربیعالاول 1299 هَ. ق. در تهران اتفاق افتاد. ( از وفیات معاصرین محمد قزوینی مجله یادگار سال 3 شماره 4 و سبک شناسی بهار ج 3 ص 365 ).

فرهنگ فارسی

آقا محمد ابراهیم نواب پسر آقا محمد مهدی نواب از منشیان و مورخین عهد ناصر الدین شاه مولف مقتل معروف به فیض دموع و مترجم نامه امیرالمومنین علی به مالک اشتر و مولف کتابی در تاریخ بنام عقداللی.

جمله سازی با بدایع نگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای سرادق نشین عالم غیب وی بدایع نگار هفت و چهار

💡 مایه به معدن دهد کلک جواهر رقم نکته به دامن برد طبع بدایع نگار

💡 در روزگار چون گذرد روزگار ما باقیست نقش کلک بدایع نگار ما

💡 او که به عنوان یک بدایع‌نگار در دربار حضور داشت، با بیانی شاعرانه و خلاقانه، زیبایی‌های جهان و عجایب خلقت را به رشته تحریر در می‌آورد.

💡 متون قدیمی که توسط بدایع‌نگاران نوشته شده‌اند، با استفاده از صنایع ادبی پیچیده، به خواننده اجازه می‌دهند تا از شکوه کلام لذت بیشتری ببرند.

💡 او را به عنوان یک بدایع‌نگار چیره‌دست می‌شناختند که توانایی عجیبی در خلق تعابیر تازه و توصیف پدیده‌های دیدنی از طریق کلمات داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران