باور کردنی

لغت نامه دهخدا

باور کردنی. [ وَ ک َ دَ ] ( ص لیاقت ) قبول کردنی. پذیرفتنی. درخور باور. درخور قبول. که باور توان کرد. که توان پذیرفت: باور کردنی نیست که مردی از چهل ذرع ارتفاع بیفتد و آسیب نبیند.

فرهنگ عمید

لایق و درخور باور کردن.

فرهنگ فارسی

پذیرفتنی

جمله سازی با باور کردنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آیا باور کردنی است رهبران دو سازمان مبارز و مسلح را کنار هم در یک ون بگذارند و انتقال دهند؟

💡 در یک داستان، محتوای گفتگوها مستقیماً مربوط به موضوع صحبت می‌باشد. البته می‌شود در آن به گذشته هم اشاره کرد، اما به‌طور مختصر. وقتی منظور نویسنده از گفتگو نه صحبت، بلکه کاشتن نهال اطلاعات باشد، گفتگو دیگر باور کردنی نخواهد بود. چرا که خواننده به جای اینکه صحبت اشخاص را بشنود اطلاعات را می‌بیند. در رمان نو گفتگو پیچیده‌تر از رمان‌های سنتی شده و انواع جدیدی از دیالوگ پدید آمده‌است.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز