لغت نامه دهخدا
بچه زاده. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) فرزند بچه. نوه. نتیجه. ( دهار ). نبسه.
بچه زاده. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) فرزند بچه. نوه. نتیجه. ( دهار ). نبسه.
نوه نتیجه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او پیش از رفتن به هند، از کنیزش در نخشب یاد میکند که حامله بود و ابن بطوطه میخواست او را به سمرقند برساند تا بچهاش را به دنیا بیاورد اما در خیمهای در میان راه، بچه زاده میشود.