هم اشیان

لغت نامه دهخدا

( هم آشیان ) هم آشیان. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو مرغ یا حیوان که در یک آشیان زیست کنند، و به کنایه دو یار همنشین و همخانه را گویند:
باز سپید با مگس سگ هم آشیان
خاک سیاه بر سر بخت نژند او.خاقانی.میخواستمی کز این جهانم
باشدچو توئی هم آشیانم.نظامی.اول شب نظاره گاهم نور
وآخر شب هم آشیانم حور.نظامی.ما را نمی برازدبا وصلت آشنایی
مرغی نکوتر از من باید هم آشیانت.سعدی.

فرهنگ عمید

( هم آشیان ) ۱. دو پرنده که در یک آشیانه به سر ببرند.
۲. دو نفر که در یک خانه زندگانی کنند، هم خانه.

فرهنگ فارسی

( هم آشیان ) ( صفت ) ۱- دو یا چند کس یا جانور که در یک جا مقام دارند. ۲- برابر همسر.
دو مرغ یا حیوان که در یک آشیان زیست کنند و بکنایه دو یار همنشین و همخانه را گویند

جمله سازی با هم اشیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گوشه ی قفس از عجز بال مرغ اسیری صفیر شوق به مرغ هم آشیان برساند

💡 گر ندارم قوت پرواز دارم جذبه تا بدام ای طایر هم آشیان آرم ترا

💡 من هم از ایشان جدا، بلبلیم بینوا دور ز هم آشیان برده سری زیر پر

💡 دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها چو بلبلی به قفس از هم آشیان تنها

💡 ز من مرنج، دو روزی بباغ اگر نایم پرم بکنج قفس ای هم آشیان بستند

💡 بمن که در قفس افتاده ام نمیدانی چگونه می گذرد ای هم آشیان تنها؟!

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز