بهبود نسبی
مترادفها
بهتر شدن، بهبودی جزئی
فرهنگستان زبان و ادب
[اعتیاد] ← خودیابی نسبی
جمله سازی با بهبود نسبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدین ترتیب مجموعهای از موارد پیش گفته در مورد خواصّ اجزای تشکیل دهندهٔ پماد ب.ب کلد و موادّ مؤثر هریک از آنها، نه فقط به تنهایی عمل مینمایند، بلکه در کنار هم آثار یکدیگر را تقویت نموده و نهایتاً موجب بهبود نسبی سرماخوردگی وعلائم تنفسی حاصل از آن میگردند.
💡 ادوارد سوم روز ۲۹ سپتامبر ۱۳۷۶ به سختی بیمار شد و پس از آنکه برای مدت کوتاهی در فوریه ۱۳۷۷ بهبود نسبی یافت، بر اثر سکته مغزی روز ۲۱ ژوئن ۱۳۷۷ در سن ۶۴ سالگی درگذشت. از آنجا که پسر بزرگ ادوارد سوم، ادوارد، شاهزاده سیاه خود در ۸ ژوئن ۱۳۷۶ درگذشته بود، نوهٔ ده سالهاش با عنوان ریچارد دوم جانشین او شد.
💡 علوی روز ۱۱ فروردینماه در تصادفی که منجر به درگذشت پدرش شد، دچار آسیبدیدگی از ناحیه نخاع شد و با وجود بهبود نسبی وضعیت عمومی و مرخصی از بیمارستان، روز ششم اردیبهشت ماه در اثر عوارض ناشی از این تصادف درگذشت.
💡 همسر بیژن مرتضوی اعلام کرد که او به علت ابتلا به کرونا در بیمارستان بستری شده و با افت اکسیژن خونش به بخش مراقبتهای ویژه انتقال یافتهاست. پس از بهبود نسبی وضع جسمانی مرتضوی او را به بخش عمومی انتقال دادند و همسرش حال او را رضایتبخش اعلام کرد.
💡 کارآزمایی بالینی دوم که بر روی نوعِ دیررس بیماری انجام شد، یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده بود که بر روی ۱۸۰ بیمار در سنین ۲ تا ۲۵ سال که مبتلا به نوع خفیف بیماری بودند، صورت گرفت. بیمارانی که با ریزدیپلام به مدت ۱۲ ماه درمان شدند، بهبود نسبی در عملکرد حرکتی در مقایسه با بیمارانی پیدا کردند که تحت درمان پلاسیبو بودند.
💡 پزشکان پس از بررسی دقیق آزمایشهای جدید، اعلام کردند که بیمار وضعیت بهبود نسبی پیدا کرده و میتواند به زودی از تخت بیمارستان بلند شود.
💡 گزارشهای اقتصادی نشان میدهند که پس از ماهها رکود شدید، بازار سرمایه شاهد یک بهبود نسبی در روند معاملات و جذب سرمایه بوده است.
💡 با اجرای سیاستهای جدید آموزشی، معلمان متوجه یک بهبود نسبی در مهارتهای خواندن و نوشتن دانشآموزان در مقطع ابتدایی شدهاند.