لغت نامه دهخدا
خرده یاب. [ خ ُ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه نکته گیر است. دقیق. ( یادداشت بخطمؤلف ). || نقّاد. || عیب جو.
خرده یاب. [ خ ُ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه نکته گیر است. دقیق. ( یادداشت بخطمؤلف ). || نقّاد. || عیب جو.
ریزه یابی نکته گیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چیزی نیافتند بزرگان خرده یاب سوزنده تر زآتش و سازنده تر زآب