در زبان فارسی بهصورت ترکیب عطفی بهکار میرود، اسمی مرکب است و به مفهوم وسیع «کار و لوازم آن» یا «اسباب و ابزار کار» اشاره دارد. این ترکیب، علاوه بر اشاره به خود فرآیند فعالیت (کار)، تمامی تجهیزات، وسایل، ملزومات و امکاناتی را در بر میگیرد که برای پیشبرد و انجام موفقیتآمیز آن فعالیت ضروری هستند. در واقع، «کاچار» در این بافت، تجمیعکننده تمامی زیرساختهای مادی و ابزاری مورد نیاز برای تحقق هدف اصلی است، و این پیوند معنایی نشاندهنده وابستگی متقابل عملکرد (کار) به امکانات (کاچار) است.
استفاده از این عبارت ریشه در ادبیات کلاسیک فارسی دارد و نشاندهنده دقت نظر سخنسرایان در بهکارگیری واژگان مناسب برای انتقال کامل معناست. چنانکه در شاهدی از دیوان ناصرخسرو آمده است: «تا میان بسته اند پیش امیر / در تک و تاز کار و کاچارند.» این بیت بهوضوح بیانگر این است که افراد در تلاش مداوم برای انجام وظایف محوله و بهکارگیری تمامی وسایل و تدارکات در دسترس خود هستند. این کاربرد تاریخی، اعتبار واژه را در زبان فارسی تثبیت نموده و نشان میدهد که در سدههای گذشته نیز، تمایز میان «اصل فعالیت» و «تجهیزات مورد نیاز» اهمیت داشته است.
امروزه، عبارت «کار و کاچار» همچنان در محاورات رسمی و غیررسمی برای اشاره به مجموعهی امکانات و سامانههای مورد نیاز یک حوزه کاری خاص مورد استفاده قرار میگیرد. در متون اداری و مدیریتی، این مفهوم میتواند مترادف با «تدارکات و زیرساختها» یا «امکانات و منابع لازم» تعبیر شود. توصیه میشود برای حفظ ساختار و رسمیت متن، همواره از نیمفاصله در میان اجزای مرکب مانند «کار و کاچار» استفاده گردد تا پیوستگی معنایی و رعایت اصول نگارشی فارسی بهطور کامل محقق شود.