لغت نامه دهخدا
بندی کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اسیر کردن. گرفتار کردن. بازداشتن:
نترسد که دورانش بندی کند
که با بندیان زورمندی کند.سعدی.
بندی کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اسیر کردن. گرفتار کردن. بازداشتن:
نترسد که دورانش بندی کند
که با بندیان زورمندی کند.سعدی.
اسیر کردن. گرفتار کردن. باز داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشه بندی محتوا از دسته بندی و گروه بندی کردن محتواها به صورت موضوعی بهره میبرد و با لینکسازی داخلی محتواهای یک دسته و یک گروه را به یکدیگر مرتبط میکند.
💡 برخلاف رویکردهایی که تلاش در دسته بندی کردن یک شبکه با عملکردی عینی دارند، اینگونه روش ها بر اساس مدل های مولد ساخته شده اند که نه تنها به عنوان توصیف کننده ی ساختار شبکه در مقیاس بزرگ عمل می کنند بلکه می توانند برای تعمیم داده ها و پیش بینی وقوع پیوندهای گمشده یا جعلی در شبکه استفاده شوند.
💡 همچنین در خیلی مسایل مربوط به دسته بندی کردن، مانند دسته بندی مدارک و اسناد با توجه به تشابه بین مجموعه کلمات آنها، استفاده شد.
💡 حمل و نقل:در ایالات متحده زیربنای حومهٔ شهر در طول دورهای از دسترسی نسبتاً آسان به سوخت فسیلی که به سیسیتم حمل و نقل غیر مستقل زندگی مربوط می ود، رشد کرد. ناحیه بندی کردن که موجب میشود تراکم شهری بزرگتر شود همچنین طراحیهای محل مخصوص دوچرخه سواری و پیادهروی میتواند میزان مصرف انرژی در حمل و نقل را کاهش دهد.