لغت نامه دهخدا
برجای مانده. [ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مانده و خسته و فرسوده از ماندگی. ( ناظم الاطباء ). || مبتلا به بیماری فالج. || بازپس مانده. وامانده.
برجای مانده. [ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مانده و خسته و فرسوده از ماندگی. ( ناظم الاطباء ). || مبتلا به بیماری فالج. || بازپس مانده. وامانده.
مانده و خسته و فرسوده از ماندگی یا مبت به بیماری فالج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک سوءقصدکنندهی انتحاری، خود را درون یک خودرو در برابر یک کلیسای متعلق به مسیحیان ارتدکس قبطی منفجر کرد. شدت انفجار چنان مهیب بود که دهها نفر را با خود به کام مرگ کشاند. بیش از ۸۰ مجروح برجای مانده است. در واکنش، صدها مسیحی خشمگین در اعتراض به این سوءقصد، دست به راهپیمایی زدند. تظاهرکنندگان با نیروهای امنیتی مصر وارد زدوخورد شدند و به سوی آنها سنگ پرتاب کردند. دویچه وله فارسی
💡 زبان سلتیبِری زبانی مرده از خانوادهٔ زبانهای سلتی است که زمانی از سوی سلتیبرها در شبهجزیره ایبری بدان سخن گفتهمیشد. نوشتههای چندی از این زبان مربوطه به سدههای دوم و یکم پیش از میلاد و بیشتر به خط سلتیبری برجای ماندهاست. زبان سلتیبری از شاخه زبانهای سلتیک قارهای است.
💡 بیش از ۵۸ گونه پرنده، ۵۸ گونه پستاندار از جمله پلنگ ایرانی و ببر مازندران در جنگلهای هیرکانی زندگی کرده یا میکنند. ببر مازندران قبل از انقراض، شکارگر مهم این زیستبوم بود. از پستانداران بزرگ برجای مانده میتوان به پلنگ ایرانی/قفقازی، سیاهگوش اوراسیایی، خرس قهوهای، گراز، گرگ، شغال طلایی، گربه جنگلی، رودک قفقازی و شنگ اوراسیایی اشاره کرد.
💡 فریا استارک در سفرنامهاش در مورد این قلعه مینویسد: «... در پیچ دره یک قلعه باستانی نگهبانی به نام قلعه مران که اینک از آن تپهای از ستونهای سنگی برجای ماندهاست، دیده میشود و امروزه آثار اندکی از بقایای این دژ در روستای مران سههزار باقی ماندهاست».