بز اباد
لغت نامه دهخدا
( بزآباد ) بزآباد. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زوارم بخش شیروان شهرستان قوچان. محلی کوهستانی، معتدل. سکنه آن 870 تن. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آنجا غلات و انگور و گردواست. شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است وراه آن مالرو است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
( بز آباد ) ده از دهستان زوارم بخش شیروان شهرستان قوچان.
جمله سازی با بز اباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپا علیا روستایی است در شهرستان کوهرنگ، بخش بازفت، استان چهارمحال و بختیاری. این روستا در پنج کیلومتر روستای محمد اباد دهناش قرار دارد. که از طبیعت زیبا ودست نخورده ای برخوردار است.
💡 که در اخرین مهاجرت گروهی ساکنین روستاهای احمد اباد و قلعه ترکی در سال های پیش به اینجا مهاجرت کرده و در حال حاضر در محله ترک نشین نوگوران ساکن هستند.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به تیم حیدر اباد اشاره کرد.
💡 اينست كه 11 ذيقعده، فرخنده است. گرامى باد اين ميلاد خجسته، كه بركتهايشبى پايان است و شادان باد دلهاى شيفته، كه با مهر اين خاندان، ابادان است و با عشقارميدگان اين استان، خرم و خرسند.
💡 ساری مال یکی از بزرگ ترین مرکز خرید های کشور خواهد بود. بلوار فرح اباد بعد از پارک بانوان